Discover
Ardavan Anoosh | اردوان انوش

Ardavan Anoosh | اردوان انوش
Author: Ardavan Anoosh
Subscribed: 3,689Played: 171,587Subscribe
Share
© Ardavan Anoosh
Description
خواندن ، تحلیل و بررسی کتاب ها و مقالات مدیریت مرتبط با حوزه مدیریت و کارآفرینی مناسب هنرجویان طلا و جواهرسازی به صورت گسترده مناسب علاقه مندان به حوزه فشن. و همچنین مصاحبه با بزرگان و حرفه ای های این صنعت.
در این پادکست قصد داریم تا مطالب مدیریتی که مورد نیاز کارآفرینان حوزه مد است را با هم مرور کنیم.
http://www.ardavananoosh.com
https://www.twitter.com/ardavananoosh
ardavananoosh@gmail.com
https://www.instagram.com/ardavananoosh
در این پادکست قصد داریم تا مطالب مدیریتی که مورد نیاز کارآفرینان حوزه مد است را با هم مرور کنیم.
http://www.ardavananoosh.com
https://www.twitter.com/ardavananoosh
ardavananoosh@gmail.com
https://www.instagram.com/ardavananoosh
191 Episodes
Reverse
بیشتر آدمها نه به خاطر «کماستعدادی»، بلکه به خاطر کمجرأتی در بیان خود به جایگاه دلخواهشون نمیرسنواقعیت رفتاریدر دنیای واقعی، خیلی کم پیش میاد کسی واقعاً «بیاستعداد» باشه.اکثر آدمها:بلدنمیفهمنیاد گرفتنتجربه دارنولی بیان نمیکنن.استعداد وقتی دیده نمیشه،از نظر بازار، کارفرما، شریک عاطفی یا جامعه وجود خارجی نداره.مغز چه کار میکنه؟بیان خود = قرار گرفتن در معرض ارزیابیو مغز انسان ارزیابی رو با «خطر» یکی میدونه.پس مغز میگه:اگه حرف بزنی، ممکنه رد شیاگه خودت رو معرفی کنی، ممکنه کوچیک شیاگه دیده شی، ممکنه قضاوت شی
اگه امروز مدیر برند فشنی، یا تازه برندت رو راه انداختی،بیشتر از اینکه به طراحی، ترند، یا حتی مارکتینگ نیاز داشته باشی،به سواد مالی نیاز داری.نه سواد مالی دانشگاهی.نه اکسلهای ترسناک.نه حسابداری خشک.سواد مالیِ زنده موندن.سواد مالیِ نباختن.سواد مالیِ اینکه آخر ماه با وجود فروش خوب، حالِ دلت خراب نباشه.این اپیزود قراره دقیقاً همون چیزیه که هیچکس به مدیرهای فشن یاد نمیده.
تفاوت طراح و آرتیست در چیست؟تفاوت اصلی طراح و آرتیست در هدف است: آرتیست (هنرمند) به دنبال بیان شخصی و برانگیختن احساسات از طریق خلق اثری منحصربهفرد است، در حالی که طراح (Designer) به دنبال حل یک مشکل یا انتقال یک پیام مشخص به مخاطب (مانند خرید محصول یا درک اطلاعات) است و اثر او باید عملکردی باشد و در خدمت یک هدف تجاری یا کاربردی قرار گیرد، هرچند هر دو از مهارتهای بصری استفاده میکنند و ممکن است در یک تیم همکاری کنند
این اپیزود خیلی مهمه…چون قراره درباره چیزهایی حرف بزنیم که اگر امروز در ۲۰–۳۰ سالگی یاد بگیری، ده سال بعد به معنی واقعی کلمه زندگیت را نجات میدهد.اگر تو وارد حوزه فشن شدی، اگر برند مانتو، طلا، کیف، کفش یا هر چیزی ساختی؛اگر مدرسه طلا داری، اگر فروشگاه داری،اگر تازه میخوای شروع کنی…باید اقتصاد بلد باشی.اما نه آن اقتصاد خشک دانشگاهی.اقتصادی که واقعاً در مغازه، کارگاه، پیج، و طراحی به درد میخورد.این اپیزود را طوری نوشتم که اگر امروز گوشش بدی، آخرش بگی:«خب… بالاخره فهمیدم اقتصاد چیه!»
سامان تازه مهاجرت کرده.در ایران زندگی خودش را به سختی ساخته بود آماده بود تا رشد بیشتری را تجربه کنه.خونه، ماشین، ...اما تصمیم گرفت مهاجرت کنه.سامان داره خیلیییی دوستانه برامون از مسیر واقعی مهاجرتش میگه.
فکت ۱ — چرا رقابت کالامحور خستهکننده است؟«بیش از 70% تصمیمات خرید احساسیاند، نه منطقی»🔬 چه اتفاقی در مغز میافتد؟وقتی یک مشتری با یک محصول برخورد میکند، مغز از دو مسیر به آن نگاه میکند:۱) مسیر سریع – limbic system (سیستم لیمبیک / احساسی)این بخش مسئول احساس، معنا، لذت، هویت و ارتباطات اجتماعی است.تصمیمگیریهای لحظهای و شهودی در همین بخش انجام میشود.هیچ زبان و منطق صریحی ندارد → فقط حس را میفهمد.وقتی تو یک گوشواره، مانتو یا انگشتر را میبینی، مغز اول میپرسد:«این من هستم؟ این حس خوبی به من میدهد؟ این با هویت من میخورد؟»۲) مسیر کند – neocortex (نئوکورتکس / منطقی)مسئول تحلیل قیمت، جنس، ویژگیها، دوام و… است.نیازمند انرژی شناختی و توجه زیاد است.تصمیمگیری کند و خستهکننده است. نتیجه:وقتی محصولت هیچ احساس یا معنایی ندارد، مغز مشتری مجبور میشود در مسیر «تحلیل منطقی» تصمیم بگیرد → که:زمانبر استخستهکننده استریسک خرید بالا میرودمغز معمولاً فرار میکنداما اگر تو احساس بسازی، مغز مسیر سریع را فعال میکند و مشتری سریع میگوید:«این همونه!»
طبق تحقیقات Gallup در سال ۲۰۲3، فقط ۱۵٪ از کارمندان در جهان واقعاً درگیر کارشون هستن.بقیه یا فقط «حاضرند»، یا حتی از کارشون دلزدهان. یعنی از هر ۱۰ نفر، ۸ نفر با تمام وجود کار نمیکنن.در روانشناسی سازمانی، میگن: “هیچکس با شور و اشتیاقِ صاحب ایده برای هدف اون نمیجنگه.”چون ذهن انسان فقط وقتی فعالانه درگیر میشه که حس کنه مالک چیزیه.در مدل انگیزشی هرزبرگ (Herzberg)، عوامل رضایت از کار و نارضایتی از کار یکی نیستند.یعنی حتی اگر حقوق خوب بدی، تا زمانی که حس معنا، رشد و دیده شدن در کار نباشه، آدمها فقط “میمونن”، ولی “نمیدرخشن”.و فکت آخر:طبق دادههای Harvard Business Review، مدیرانی که خودشون را فدا میکنن و ساکت میمونن تا تیمشون راحت باشه، در ۸۰٪ مواقع دچار فرسودگی شغلی (Burnout) میشن.چون مغز انسان نیاز به «بازخورد عادلانه» داره — اگر فقط بده و نگیره، انرژیش ته میکشه.
مصاحبه با محمد حسین آهنیپدر طراحی ج.اهرات با زیبراش در ایرانفعال بازارهای مالیدکتری هوش مصنوعیhttps://www.instagram.com/ahanifx?igsh=aWN0NXphd3M1Y3Vw&utm_source=qr
گاهی زخم یعنی یه جمله از کسی که برات عزیز بوده.گاهی یعنی یه دوست که رفت و دیگه جواب پیامتو نداد.گاهی یعنی جامعهای که توش رشد کردی و مدام حس کردی باید کسی دیگه باشی تا پذیرفته شی.و گاهی یعنی خودت…وقتی از خودت ناامید شدی و خودت رو قضاوت کردی.زخم یعنی لحظهای که قلبت فهمید دنیا اونقدری که فکر میکردی امن نیست.ولی یه چیز رو باید بگم:زخم نشونهی ضعف نیست.نشونهی اینه که «احساس کردی».و هر کسی که میتونه عمیق احساس کنه، ظرفیت رشد و عشق واقعی داره.
آیا تا به حال فکر کردهاید که منظور از کلمه دیزاین یا طراحی چیست؟ چرا ما اینقدر این کلمه را به کار میبریم؟ چند دهه قبل محصول را «میساختند.» دورههای آموزشی را «اجرا» میکردند. مسیر شغلی «انتخاب» میشد. شهرها «بنا» میشدند. چارت سازمانی «چیده» میشد یا حفرههایش (موقعیتهای سازمانی) «پُر» میشد. وبسایت را هم «راهاندازی» میکردند.اما در چند دههٔ اخیر مدام اصطلاح «طراحی» را میبینیم و میشنویم و به کار میبریم.
مصاحبه با تارا تقی پورنقاش و اینفلئونسر هنری
میانگین گفتوگوی درونی یک انسان در روز بین ۶۰ تا ۷۰ هزار جمله است.» تحلیل روانشناختی:این یعنی ذهن ما هیچوقت ساکت نیست. ما دائم در حال گفتوگو با خودمون هستیم — حتی وقتی فکر میکنیم در سکوتیم. بخش زیادی از اضطرابها، ترسها و حسهای منفیمون نه از اتفاقات بیرون، بلکه از همین گفتوگوهای درونی شکل میگیرن. در واقع ذهن، با صدای خودت تو رو شکل میده.اگر اون صدا دائم سرزنشگر باشه، ذهنت محیطی ناامن میسازه.اما اگر اون صدا حمایتگر و آرام باشه، ذهن تبدیل به پناهگاه امن تو میشه. از دید مارکتینگ و برند شخصی:در دنیای برندینگ، «لحن برند» تعیین میکنه مخاطب چطور تو رو درک کنه. درونی هم همینطوره: گفتوگوی درونی تو لحن برند درونی توئه.اگر درونت پر از واژههای منفی باشه، حتی ناخودآگاه در حرف زدن، رفتار یا محتواهایی که تولید میکنی، حس ضعف و بیاعتمادی منتقل میکنی.برند قوی، اول از ذهن قوی شروع میشه.
مصاحبه با سانی شکوری مدیر فروش و بازاریابی هلدینگ طرفه نگار - حسابداری هلوتینزاپ
باور فراوانی مفهومی است که بر اساس آن، فرد جهان را سرشار از فرصت ها، منابع و امکانات می بیند. این نگرش برخلاف ذهنیت کمبود است که فرد را در ترس، اضطراب و رقابت نگه می دارد. کسانی که باور فراوانی را در خود نهادینه کرده اند، به جای تمرکز بر نداشته ها، روی داشته هایشان و امکانات بی پایان جهان تمرکز می کنند. اما چگونه می توان این باور را در زندگی تقویت کرد؟ اولین قدم، آگاهی از الگوهای ذهنی قدیمی است. بسیاری از افراد در خانواده هایی رشد کرده اند که به آن ها آموزش داده شده منابع محدود هستند و برای رسیدن به موفقیت باید سخت تلاش کرد و با دیگران رقابت داشت. این طرز فکر می تواند مانعی برای پذیرش باور فراوانی باشد. پس، شناخت این افکار و تغییر آن ها، نقطه آغاز مهمی است. تمرکز بر شکرگزاری نیز یکی از راه های مؤثر برای تقویت باور فراوانی است. وقتی فرد به داشته های خود توجه کند و برای کوچک ترین نعمت ها سپاسگزار باشد، ذهنش از حالت کمبود خارج شده و به سوی فراوانی سوق داده می شود.
مصاحبه با نیما ذوقیفعال و متخصص صنعت فشنفارغ التحصیل فشن مارکتینگ از کالج رافلز کوالالومپورمدیربازاریابی مرکز خرید سانامدیر برند گردیه از مجموعه سرژهامروز به عنوان دبیر انجمن نشان های تجاری پوشاک ایران فعال و به توسعه برندهای پوشاک در حوزه مد و فشن کمک می کند.
قبل از اینکه بریم سراغ تحلیلها، اجازه بده چندتا فکت علمی بهت بدم که پایهی این بحثه:مغز انسان از نظر تکاملی هنوز همون مغزیه که ۵۰ هزار سال پیش داشته!یعنی ساختار کلی مغز ما هنوز متناسب با زندگی شکارچی-گردآورندهست، نه زندگی شهرنشینی، دیجیتال یا کاری امروزی.مغز ما برای بقا طراحی شده نه موفقیت.یعنی تصمیمهایی که میگیریم، اغلب برای «زنده موندن» در دنیای قدیم طراحی شدن نه «پیشرفت» در دنیای امروز.حدود ۸۰٪ از رفتارهای ناخودآگاه ما بازتابی از رفتارهای تکاملی اجدادیه.حتی چیزهایی مثل اضطراب، حسادت، قضاوت، یا حتی الگوی خواب ما هم ریشه در اون دوران داره.روانشناسی مدرن میگه: «انسان امروز در قالبی زندگی میکنه که مغزش برای اون ساخته نشده.»یعنی ما توی شرایطی هستیم که ابزار تصمیمگیریمون هنوز برای شرایط چند ده هزار سال پیشه.روابط اجتماعی هم ریشه در قبیلهگرایی داره.مغز ما برای زندگی در گروههای ۱۵۰ نفره طراحی شده، نه شبکههای اجتماعی با میلیونها نفر.این یعنی: ما «مدرن» نیستیم، ما فقط «مدرن زندگی میکنیم». و اگر این تضاد رو درک نکنیم، همیشه درگیر رفتارهایی میمونیم که مسیر موفقیتمون رو کند یا حتی منحرف میکنن.
شیدا قاسمی دختر مستقلی که داستان برندها را برامون می گه و اونها را تجزیه و تحلیل می کنه.از مسیر شکست هاش برمون میگه و ما رو با خودش میبره به مسیر پر فراز و نشیب زندگیش.
بیا از یه تصویر واقعی شروع کنیم…تو سالها درس خوندی، شب تا صبح برای امتحانها بیدار موندی، یه عمر به خودت گفتی «زحمت میکشم تا موفق شم»؛ ولی حالا که سیسالته هنوز داری قسط خونه میدی، هنوز ماشینت اونیه که ده سال پیش آرزوش رو داشتی، هنوز داری حساب میکنی تا آخر ماه کم نیاری.و بعد… یه روز توی اینستاگرام، میبینی یه نفر که حتی جملههاش رو هم درست نمیتونه بنویسه، با ویدیو گرفتن از قهوهخوردنش توی پاریس پولی درمیاره که تو توی یه سال هم نمیسازی.و اون لحظه، یه چیز توی وجودت میلرزه. یه چیزی بین خشم، ناامیدی و یه حس سنگین به اسم «حسادت».همینجاست که «هوک روسی» میخوری.نه از رقیبت، نه از دنیا، نه از بقیه… از خودت. از انتظاراتی که داشتی و برآورده نشدنش
مصاحبه با راحیل شادکامسفیر بهزیستی و شیرخوارگاه آمنهنویسنده کتاب
بذار یک تصویر بسازیم.فرض کن دختری ۲۴ سالهای هستی که تازه کار پیدا کردی، برنامه داشتی برای سفر، برای عشق، برای پیشرفت. یهو یک روز مادرت مریض میشه. یا پدرت سکته میکنه. یا خانوادهات طلاق میگیرن. همه چیز در چند هفته میریزه به هم.تو میمونی و یک عالمه مسئولیت.باید بری کار کنی. باید پول دربیاری. باید مراقب باشی. باید قوی باشی.اما در درونت، یک صدای کوچیک مدام میگه: «این حق من نبود.»از نگاه روانشناسی، اینجا ما وارد فاز سوگ پیچیده میشیم. سوگی نه فقط برای از دست دادن یک عزیز، بلکه برای از دست دادن زندگیای که فکر میکردیم حقمونه.از نگاه مدیریت و مارکتینگ در فشن، این شرایط مثل یک برندیه که ناگهان بازارشو از دست میده. همهچی رو از صفر باید بازتعریف کنه. منابعش کمتر شده، ولی توقعات ازش بالاست. برندهایی که دوام میارن، اونایی هستن که بپذیرن شرایط عوض شده، و خودشونو دوباره بسازن.




























❤️❤️❤️
دمتون گرم آقای انوش خیلی مفید بود این اپیزود🙏🌱
من پادکست ها رو به ترتیب گوش نمیدم، همیشه بر اساس اون حال و هوایی که دارم میام بین پادکست ها میگردم و همونی که حس میکنم برای حالم خوبه گوش میدم و واقعااا همیشه سوپرایز میشم که انگار کنار یه دوست قدیمی نشستم و اون حرف میزنه از دغدغه ها و مغزم آروم میشه، عالی بود🍀
❤️🤞🏽
چقدر نیاز داشتم به شنیدنش و چقدر دوسش داشتم مرسی☺️
نزدیک به سه بار گوش کردم اما باز هم جا داره که گوش کنم بسیار مفید بود ممنونم از اکادمی
👌🏼👌🏼🙏🏻
اردوان عزیز قدردانی میکنم برای ضبط این پادکست ارزشمند همیشه یاد میگیرم از تو و صحبت های دلنشینت ، امیدوارم حال دلت عالی باشه که تو هر شرایطی بازم به فکر هستی که چی بسازی که بهترین باشه و به درد بخور . الهی که خدا برات بخواد 👌🌻
اردوان عزیز سپاسگزارم بابت این پادکست فوق العاده شنیدنی ، چقدر بهش نیاز داشتم و چقدر به موقع ... تشکر بابت زحمت ضبط پادکست ها . موفق باشی 🌻
مرسی از اینکه کلی حس خوب با کلامتون میدین
هیجانی که توی توضیحاتی هست فوق العاده است ✨
🤌🏽🩷
خیلی مفید بود ممنون از شما جناب انوش
بی صبرانه منتظرم پادکست داستان سرایی هستم
👌🏼👌🏼👌🏼🙏🏻
👌🏼🙏🏻
ممنون عالی بود 🙏🏻
عالی بود واقعا ممنون.
افرین جسارتشودوس دارم ولی موندگار نیست چون هنوزم راهشو درست پیدا نکرده داره دور خودش میچرخه
واقعا از ته دل دوست داشتم زودتر گوش داده بودم این اپیزود رو🤌🏻